رشيد الدين فضل الله همدانى

43

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

و در بيشه و عياض آنجا گرگ و فيل بسيار مىباشند و رخ ( 1 ) نيز نشان مىدهند ، مردم آنجا همه سمنى ( 2 ) اند . و ساجد و عابد اصنام ؛ و ماوراى آن جزيرهء لامورى ( 3 ) است بغايت بسيط و وسيع ، و آن را هم پادشاهى علىحده ؛ و ماوراى آن ولايت سوموطره ( 4 ) ؛ و ماوراى آن دربند نياس ( 5 ) از اعمال جاوه ( 6 ) ، و از كوههاى جاوه عودهاى خوشبوى خيزد ؛ و شهرها كه در آن جزايراند چون ؛ ارو ( 7 ) ، و برلك ( 8 ) ، و دليمان ( 9 ) ، و جاوه ، و بر كودوز معظم و معتبراند ، و اين ولايات را اين كوههاى عالى سر افرازند . و عادت آن قوم آن است كه روى و دستها و تمامت تن خود را سوزن زده ، سياهى در آن كنند ؛ و محاذى جزيرهء لامورى جزيرهء لاكوارم ( 10 ) است كه بيشتر عنبر اشهب از آنجا مىخيزد ، و مرد و زن برهنه تن باشند ، و زنان برگ نارجيل بر عورات نهاده ، همه ايل و منقاد قاآن ( 11 ) اند . مردم سرخ و سپيد باشند . بعد از آن ولايت خيتم ( 13 ) است كه هم ايل قاآن‌اند ؛ و ماوراى چين كلان ( 14 ) است ، و ماوراى آن فرضهء زيتون ( 15 ) بر ساحل درياى چين ( 16 ) افتاده ، و ديوان قاآن ( 17 ) كه به شنك ( 18 ) معروف است يكى آنجا است ؛ و از آنجا گذشته به شهر جنگساى ( 19 ) مىرسند كه از صفات عظيم [ او ] يكى آنست كه در ميان شهر بارويى ( 20 ) است [ قطر ] عرض آن شش فرسنگ ، باقى بر اين قياس توان كرد ؛ و